نجوم ، Ursa Major

Ursa Major یا همان دب اکبر یکی از مهمترین و قابل تشخیص ترین صورت های فلکی است ، در این مطلب با Ursa Major هم به عنوان Constellation و هم به عنوان asterism آشنا می شویم ، Ursa Major بزرگترین صورت فلکی شمالی و سومین بزرگترین Constellation در آسمان است. این صورت فلکی با اسامی Great Bear یا خرس بزرگ نیز شناخته می شود ، خوشبختانه پدیده های آسمانی زیادی در ورای این Constellation وجود دارند که این موضوع اهمیت این Constellation را افزایش می دهد (جوان ترین کهکشان قابل مشاهده و چندین Messier object و چندین NGC object در ورای دب اکبر قابل مشاهده هستند) ، همچنین دب اکبر وسیله ای مهم برای پیدا کردن ستاره قطبی است ، شکل زیر دب اکبر را به صورت یک asterism نمایش می دهد :

دقت کنید که نحوه رسم خطوط در منابع مختلف متفاوت است ، زیرا این خطوط فرضی هستند و پیدا کردن ستاره ها را برای ما آسان تر می کنند (مگرنه واقعاً در آسمان کسی خط کشی انجام نداده است)

معمولاً دب اکبر توسط هفت ستاره پر نور که مجموعه Big Dipper (بنات نعش ، هفت اورنگ ، هفت برادران و ..) را تشکیل می دهند شناخته می شود :

معمولاً در نجوم آماتوری این هفت ستاره را با دب اکبر اشتباه می گیرند ، در صورتی این هفت ستاره مجموعه Big Dipper یا همان هفت اورنگ را تشکیل می دهند که فقط بخشی از دب اکبر است و دب اکبر فضای بسیار بزرگتری را شامل می شود.

دب اکبر (Ursa Major) ارتباط بسیار نزدیکی با دب اصغر (Ursa Minor) دارد و بسیاری از عکاسان و ستاره شناسان از دب اکبر به عنوان ابزاری برای پیدا کردن ستاره قطب شمال که بخشی از دب اصغر است استفاده می کنند.

معمولاً پیدا کردن هفت اورنگ بسیار ساده است ، پس از پیدا کردن هفت اورنگ می توانید ستاره قطبی ، دب اصغر و سایر بخش های دب اکبر را نیز به راحتی پیدا کنید ، در دو شکل زیر نحوه پیدا کردن ستاره قطبی از روی هفت اورنگ شرح داده شده است :

پس از پیدا کردن هفت اورنگ و تشخیص ستاره های Dubhe و Merak باید تقریباً پنج برابر فاصله Merak و Dubhe از Dubhe دور شوید تا به ستاره قطبی برسید.

در مطالب قبلی در مورد اهمیت ستاره قطبی در ساخت عکس های Start Trail توضیح دادم که در شکل زیر مجدداً این موضوع را تکرار می کنیم :

برای درک بهتر تصویر فوق روی آن کلیک کنید .

نکته :  برای ثبت عکس های Star Trail همانطور که قبلاً هم اشاره کردم دو روش وجود دارد :

  • دریچه دوربین را برای مدت طولانی باز نگه داریم (مثلاً صد و هشتاد دقیقه ) ، برای دوربین های آنالوگ این موضوع مشکل خاصی ایجاد نمی کند به جز نورگیری زیاد ولی در دوربین های دیجیتال ممکن است به سنسور آسیب برساند ، به علاوه در این روش نور زیاد به عکس وارد می شود و قسمت های تاریک و جذاب عکس از بین می روند.
  • چندین عکس (مثلاً صد تا دویست عکس) پیوسته بگیریم که در هر کدام دریچه دوربین به مدت کمی (مثلاً پونزده ثانیه) باز باشد ، سپس این عکس ها را با هم ترکیب کنیم ، از آنجایی که توزیع احتمال نویز تقریباً نرمال است روی هم قرار دادن تصاویر باعث ترکیب اثر نویز ها و در نهایت کاهش آن ها در نرم افزار هایی مثل فتوشاپ می شود ، به علاوه این روش به سنسور صدمه نمی نزد ، و نور کمتری نیز در عکس نهایی دیده می شود که باعث می شود پس زمینه تاریک و جذاب باقی بماند. (در مطالب قبلی لینک آموزش های مرتبط را قرار داده ام).

 

در اینجا ما خودمان را محدود به asterism نمی کنیم و آنچه که بیشتر برایمان اهمیت دارد Constellaion مربوط به دب اکبر است زیرا که در ورای آن پدیده های آسمانی فوق العاده جذابی وجود دارند که اگر به سلاح تلسکوپ مجهز باشید از مشاهده شگفتی های نا محدود جهان لذت خواهید برد.

قبل از ادامه بهتر است یک بار شکل Constellation دب اکبر را ببینیم و اسامی را به خاطر بسپاریم.

 

قبل از آشنایی با ستاره ها و پدیده های آسمانی مرتبط با دب اکبر بهتر است تکلیف خرس بزرگ را مشخص کنیم.

 

داستان ها :

مجموعه ستارگان دب اکبر به ویژه هفت ستاره مربوط به هفت اورنگ از زمان های بسیار قدیم به صورت یک مجموعه واحد شناخته شده اند (از هزاران سال قبل) و به صورت یک نماد تلقی شده اند ، در داستان های بسیاری این مجموعه به صورت یک خرس در نظر گرفته شده است و امروزه نیز همان عنوان خرس (دب اکبر ، Great Bear) برای آن پذیرفته شده است ،در کتاب های زیادی از جمله ادیسه هومر و انجیل به این خرس اشاره شده است ، البته در فرهنگ های مختلف نماد های دیگری نیز برای این مجموعه (به خصوص ستارگان هفت اورنگ) در نظر گرفته شده است از جمله ارابه بزرگ ، هفت خدایگان (ستاره شناسی مغول ها) ، گوزن ، شتر ، کوسه ، هفت گاو ، ظرف (دسته دار) ، فرمانداری (در ستاره شناسی چینی) و ...

در فرهنگ های مختلف داستان های بسیار متفاوتی را می توان برای این مجموعه از ستارگان یافت که شرح همه آن ها در اینجا نه تنها ممکن نیست بلکه باعث طولانی شدن مطلب نیز می شود. در ادامه فقط چند مورد از پر رنگ ترین و مهم ترین داستان های مرتبط با این ستارگان را با هم می بینیم .

داستان یک :

Callisto (کالیستو ، Kallisto) بانوی زیبا رویی بود که نزد آرتمیس (Artemis) قسمت عفت و پاکدامنی خورده بود ، روزی زئوس (پادشاه خدایان ، همان ژوپیتر در فرهنگ رومی) کالیستو را می بیند (با کالیسی اشتباه نگیرید:دی) و یک دل نه صد دل عاشق می شود و حاصل این عشق پسری می شود به نام Arcas .

آرتمیس متوجه عهد شکنی کالیستو می شود و او را تبعید می کند ولی این موضوع همسر حسود زئوس یعنی Hera (یا همان Juno در فرهنگ رومی) را به آرامش نمی رساند برای همین او تصمیم می گیرد تا کالیستو را به خرس تبدیل کند .

کالیستو که به خرس تبدیل می شود به جنگل می رود و سال ها در آنجا زندگی می کند و از دست شکارچیان فرار می کند ، چندین سال بعد (تقریباً 15 سال بعد) پسرک (همان Arcas) در جنگل در حال قدم زدن بود و به دنبال شکار می گشت که با کالیستو رو به رو می شود ترس عجیبی پسرک را فرا می گیرد و قصد کشتن آن خرس را می کند ، زئوس که این صحنه را می بیند برای اینکه جلو فاجعه (مادر کشی) را بگیرد پسرک را نیز به خرس تبدیل می کند و هر دو را در آسمان قرار می دهد. (پسر به Ursa Minor و مادر به Ursa Major تبدیل می شود).

داستان دو : 

در نسخه  دیگری از داستان قبل ، زئوس پسرک را به Boötes تبدیل می کند.

داستان سه :

در نسخه دیگری ، زئوس پس از مشاهده صحنه ، طوفان شدیدی ایجاد می کند و مادر و فرزند را به بهشت منتقل می کند ، این موضوع خشم Hera را بیشتر می کند و با زیراب زنی های فراوان پدر و مادرش (پدر و مادری که او را بزرگ کرده بودند) Oceanus و Tethys  متقاعد می کند تا هیچ وقت به کالیستو اجازه شنا در آب های شمالی را ندهند.(همین موضوع باعث می شود Ursa Major در نیمکره شمالی میانی هیچ وقت پایین تر از خط افق دیده نشود)

داستان چهار :

در داستان دیگری ، Hera هیچ کاره است و خود آرتمیس تصمیم میگیرد کالیستو را به سبب عهد شکنی اش به خرس تبدیل کند ، خرس و فرزندش سال ها در جنگل زندگی می کنند ، مدتی بعد خرس مادر و فرزند به عنوان هدیه ای برای پادشاه Lycaon زنده شکار می شوند ، دو خرس فرار می کنند و به معبد زئوس پناه می برند ، سزای کار آن ها مرگ بود ، زئوس برای اینکه جلوی مرگ آن ها را بگیرد آن دو را در آسمان قرار می دهد (Ursa Major و Ursa Minor ، هنوز هم زنده اند و در کنار هم در آسمان زندگی می کنند)

 

کالیستو و زئوس اثر François Boucher :

نکته : (مدیونید اگه حتی یک درصد فکر کنید که تصویر بالا رو با فتوشاپ دستکاری کردم ، نمیخواهید که سایت ف.ی.ل.ت.ر شه؟)

داستان های بسیار دیگری نیز در رابطه با این صورت فلکی به خصوص هفت ستاره هفت اورنگ وجود دارند که در اینجا به آن ها نمی پردازیم ، بهتر است بحث داستان را خاتمه دهیم و با ستاره های مهم این مجموعه آشنا شویم.

نکته : هنگام معرفی ستاره ها حتماً به تصویر Constellation مراجعه کنید.

ستاره ها :

ستاره های زیادی در پس این بریدگی از آسمان وجود دارند که بیش از 30 مورد آن ها جز ستاره های مهم تر محسوب می شود ولی در اینجا فقط ستاره های نام گذاری شده اصلی را معرفی می کنیم.

Alioth : یا اپسیلون UMa پر نور ترین ستاره دب اکبر است ، این ستاره یکی از 57 ستاره راهنماست  و سی و یکمین پر نورترین ستاره آسمان محسوب می شود ، تقریباً 81 سال نوری با زمین فاصله دارد و دمای آن تریباً 10800 درجه کلوین است ، شعاع آن تقریباً 4.2 برابر شعاع خورشید است و یک ستاره متغیر محسوب می شود.(ستاره متغیر ستاره ای است که نور آن از زمین متغیر دیده می شود(میزان نور نوسان می کند) ، دلایل مختلفی ممکن است برای این پدیده وجود داشته باشد ، در مورد Aloith حدس زده می شود که جرمی تقریباً 14 برابر مشتری در حال گردش به دور این ستاره است که باعث نوسان نوری 5.1 روزه می شود) ، واژه Alioth احتمالاً از واژه عربی الإلية گرفته شده است ، جرم این ستاره تقریباً 2.9 برابر جرم خورشید است.

Dubhe : یا آلفا UMa ، دومین ستاره پرنور دب اکبر است ، در حقیقت یک غول ستاره دوگانه طیفی است که 123 سال نوری با ما فاصله دارد ، این ستاره در حقیقت از دو ستاره آلفا UMa A و آلفا UMa B تشکیل شده است ، ستاره B به دور ستاره A می چرخد و هر دور کامل این چرخش 44.4 سال طول می کشد ، جرم ستاره A تقریباً 4.25 برابر جرم خورشید و جرم ستاره B تقریباً 1.6 برابر جرم خورشید است ، دمای ستاره A تقریباً 4660 درجه کلوین است 

Merak : یا بتا UMa ستاره پرنوری است که تقریباً 79.7 سال نوری با ما فاصله دارد ، جرم آن تقریباً 2.7 برابر جرم خورشید و شعاع آن تقریباً سه برابر شعاع خورشید است ، دمای آن تقریباً 9377 درجه کلوین است ، واژه Merak از کلمه عربی المراق گرفته شده است.

Phecda : یا Phad یا گاما UMa یک ستاره از نوع Ae است که توسط گاز های زیادی احاطه شده است و تقریباً 300 میلیون سال سن دارد ، 83.2 سال نوری با ما فاصله دارد ، جرم آن تقریباً 2.6 جرم خورشید ، شعاع آن تقریباً سه برابر شعاع خورشید و دمای آن 9355 درجه کلوین است.واژه Pehcda از کلمه عربی فخذ (در عبارت فخذ الدب) گرفته شده است.

Megrez : یا دلتا UMa که به آن Kaffa نیز می گویند ستاره ای سیصد میلیون ساله است که 58.4 سال نوری با ما فاصله دارد ، جرم آن 1.6 برابر جرم خورشید و شعاع آن 1.4 برابر شعاع خورشید است ، دمای آن تقریباً 9480 درجه کلوین است ، واژه Megrez از کلمه عربی المغرز گرفته شده است.

Mizar و Alcor : از زمین با چشم معمولی این دو ستاره به دو صورت دو ستاره نزدیک به هم (یکی بزرگ و دیگری کوچکتر) دیده می شوند ، به شکل زیر دقت کنید :

Mizar یا همان زتا UMa یک سیستم چهار گانه و Alcor یا همان هشتاد UMa یک سیستم دوگانه است که این دو در کنار هم یک سیستم شش تایی را تشکیل می دهند. (شش ستاره در نزدیکی هم به شکل زیر:)

تفکر : لحظه ای دقت کنید که چگونه ما Mizar چهارگانه و Alcor دوگانه را به صورت یک ستاره می بینیم؟؟؟ ;-)

قبلاً تصور می شد که فاصله Mizar و Alcor زیاد باشد ولی مطالعات جدید نشان داده است فاصله این دو سیستم چیزی بین 0.5 تا 1.5 سال نوری است و احتمالاً از لحاظ جاذبه آسمانی با هم مرتبط باشند (یعنی بین آن ها نوعی جاذبه وجود داشته باشد که این موضوع هنوز اثبات نشده است).

کل این مجموعه شش تایی تقریباً 83 سال نوری با ما فاصله دارد.

Mizar و Alcor در ستاره شناسی هندی به دلیل نزدیکی بیش از حد نماد ازدواج بودند! 

ALkaid : یا همان اتا UMa یک ستاره ده میلیون ساله از نوع B است ، جرم آن شش برابر جرم خورشید ، شعاع آن 3.4 برابر شعاع خورشید ، دمای آن تقریباً 16823 درجه کلوین و فاصله آن تا زمین 104 سال نوری است.واژه ALkaid از کلمه عربی القائد گرفته شده است.

Talitha : یا همان آی-او-تا UMa یا همان  i Talitha یا Talitha Borealis یا i UMa یک سیستم ستاره ای چند گانه است که از دو سیستم دوگانه  تشکیل شده است. 

پر نور ترین ستاره این مجموعه یک ستاره غولچه سفید از نوع A است که ستاره همراه آن هر 4028 روز یکبار به دور آن می چرخد ، سیستم دوگانه دوم از دو ستاره تشکیل شده که هر 39.7 سال یک دور به دور هم می چرخند ، در نهایت دو سیستم دوگانه به دور یکدیگر نیز می چرخند که این چرخش 818 سال طول می کشد. سن اصلی ترین ستاره این مجموعه تقریباً 620 میلیون سال است و کل مجموعه تقریباً 47 سال نوری از ما فاصله دارد. واژه Talitha از کلمه عربی ثالث گرفته شده است.

Talitha Australis : یا همان کاپپا UMa یا k Talitha یا k UMa یک ستاره دوگانه است که هر دو ستاره آن از نوع A هستند و هر 35.6 سال یک دور به دور هم می چرخند ، فاصله کل مجموعه از زمین تقریباً 358 سال نوری است.

Tania Borealis : یا لامبدا UMa ستاره پر نوری است که در حال تبدیل به یک ستاره غول می باشد ، تقریباً 138 سال نوری با ما فاصله دارد ، جرم آن 2.4 برابر جرم خورشید ، شعاع آن 2.3 برابر شعاع خورشید است ، دمای آن تقریباً 9280 درجه کلوین است و تقریباً 410 میلیون سال سن دارد.واژه Tania از کلمه عربی ثانی گرفته شده است.

Tania Australis : یا میو UMa (همان μ UMa) یک ستاره غول قرمز است که تقریباً 230 سال نوری با ما فاصله دارد ولی شعاع آن 75 برابر شعاع خورشید است که دوری آن را جبران می کند ، دمای جو خارجی آن تا 3899 درجه کلوین کاهش یافته است که این موضوع سبب می شود به صورت قرمز-نارنجی دیده شود.این ستاره یک سیستم دوگانه است و ستاره دیگری هر 230 روز یک دور به دور آن می چرخد.

Alula Borealis : یا نو UMa (همان Nu UMa) یک ستاره دوتایی است (منظور از ستاره دوتایی ، دو ستاره است که هنگامی که از زمین رصد شود نزدیک به هم دیده می شوند ، این دو ستاره ممکن است واقعاً جز یک سیستم باشند و یک سیستم دوگانه را تشکیل دهند و یا اینکه در واقعیت بسیار از هم دور باشند و فقط از روی زمین نزدیک به هم مشاهده شوند). این ستاره یک ستاره غول است که 399 سال نوری از ما فاصله دارد ولی شعاع آن 57 برابر شعاع خورشید و درخشش آن 775 برابر خورشید است که این موضوع فاصله زیاد آن را جبران می کند ، دمای بیرونی آن 4070 درجه کلوین است. واژه Alula از کلمه عربی الاولا (ال-اولا) گرفته شده است.

Alula Australis : یا خی UMa یک سیستم ستاره ای و در حقیقت یک سیستم ستاره ای دوگانه است ، اولین بار William Herschel با رصد این ستاره متوجه شد که در حقیقت این ستاره یک ستاره دوگانه است و این اولین باری بود که چنین موضوعی کشف می شد (قبل از همه ستاره ها را تکی فرض می کردیم و چرخش یک ستاره به دور ستاره دیگر مفهوم نداشت).این ستاره از دو ستاره زرد نوع G تشکیل شده است (بعداً مشخص شد که هر کدام از این ستاره ها خود نیز یک ستاره دوگانه طیفی است) زمان چرخش دو مجموعه ستاره ای بزرگتر به دور هم 59.84 سال است.همانطور که گفتم هر کدام از سیستم ها خود نیز یک مجموعه دوگانه هستند ، ستاره کوچکتر مجموعه B (یعنی ستاره Bb) هر 3.98 روز یک دور کامل به دور ستاره Ba می زند).این مجموعه 29 سال نوری با ما فاصله دارد.

Muscida : یا o UMa ، اومیکرون UMa یک سیستم ستاره ای با 360 میلیون سال سن است که 179 سال نوری با ما فاصله دارد ، جرم ستاره اصلی آن سه برابر جرم خورشید و شعاع آن 14 برابر شعاع خورشید و دمای آن 5242 درجه کلوین است .(سیاره ای با جرم 4.1 برابر جرم مشتری هر 1630 روز یک دور به دور ستاره اصلی می چرخد).

Pi 1 Ursae Majoris : یا π¹ UMa (پی -یک UMa) ستاره جوان زرد رنگ نوع G با 200 میلیون سال سن است که 46.8 سال نوری با ما فاصله دارد ، جرم آن 0.9 جرم خورشید و دمای آن 5884 درجه کلوین است. (به نماد عدد پی با توان یک در نزدیکی Muscida دقت کنید)

Pi 2 Ursae Majoris : یا π² UMa که به آن چهار UMa نیز می گویند ستاره ای با چهار میلیارد سن سال است ستاره ای از نوع K است و به یک ستاره غول تبدیل شده است ، جرم آن 1.2 برابر جرم خورشید و شعاع آن تقریباً 18 برابر شعاع خورشید است و تقریباً 256 سال نوری با ما فاصله دارد (گویا این ستاره سیاره ای نیز با جرم 1.6 برابر جرم مشتری دارد که هر 269 روز یک دور به دور آن می چرخد)

 

ستاره ها بسیارند و جای بحث و گفت و گوی زیادی در مورد آن ها وجود دارد ولی در اینجا بحث ستاره ها خاتمه می دهیم و به سراغ پدیده های آسمانی جذاب تر می رویم ;-)

 

کهکشان ها :

بدون  شک در ورای یک بریدگی از آسمان به بزرگی Constellaion ای همچون Ursa Major کهکشان ها ، سحابی ها و پدیده های آسمانی بسیار زیادی وجود دارند که حتی شمارش آن ها برای انسان غیر ممکن است ، با وجود اینکه در پس دب اکبر کهکشان های زیادی وجود دارند ولی در اینجا به چند مورد مهم تر اشاره می کنیم (موارد مهم دیگر را می توانید در منابع انتهای مطلب پیدا کنید)

M 81 : یا NGC 3031 یا Bode's Galaxy کهکشانی مارپیچی (Spiral) است که تقریباً 11.8 میلیون سال نوری با ما فاصله دارد ، به دلیل اندازه بزرگ و روشنایی زیاد سوژه مناسبی برای ستاره شناسان آماتور است ، همچنین به دلیل ویژگی های خاص و بارزش توسط ستاره شناسان حرفه ای نیز سال ها مورد مطالعه قرار گرفته است ، این کهکشان اولین بار توسط Johann Elert Bode در سال 1774 کشف شد که به همین دلیل به آن Bode's Galaxy نیز می گویند ، تنها یک ابر نواختر (supernova) در این کهکشان و آن هم در سال 1993 رویت شد ، این کهکشان هم با دوربین دو چشمی و هم با تلسکوپ آماتوری قابل مشاهده است ولی برای مشاهده ساختار و جزئیات بهتر آن به تلسکوپ قوی تری نیاز است ، اگرچه این کهکشان توسط چشم عادی قابل تشخیص نیست ولی یک ستاره شناس با تجربه در آسمانی بسیار تاریک و هوای بسیار صاف (مثلاً در یک dark sky site) می تواند آن را با چشم عادی تشخیص دهد.قطر این کهکشان تقریباً 92000 سال نوری است و حدس زده می شود که شامل 50 میلیارد جرم خورشیدی باشد.

مکان این کهکشان را با استفاده از راهنما های زیر می توانید پیدا کنید :

 

M 82 : یا NGC 3034 یا Cigar Galaxy کهکشانی  ستاره فشان (Starburst) است که مانند M81 تقریباً 12 میلیون سال نوری با ما فاصله دارد  ، این کهکشان و M81 به همراه چند کهکشان کوچکتر دیگر در یک گروه به نام گروه M81 قرار می گیرند ، بین M81 و M82 کششی کهکشانی وجود دارد و اعضای این گروه بر روی هم تاثیر می گذارند.این کهکشان نزدیک ترین کهکشان ستاره فشان به زمین است و به همین خاطر جز کهکشان های نمونه محسوب می شود.قطر این کهکشان تقریباً 37000 سال نوری است ، در سال 2014 یک ابرنواختر در این کهکشان رویت شد ، درخشش کلی این کهکشان پنج برابر درخشش کهکشان راه شیری است و درخشش هسته آن صد برابر درخشش هسته کهکشان راه شیری است ، در سال 2005 تلسکوپ هابل 197 کلاستر ستاره ای در مرکز این کهکشان را شناسایی کرد که هر کدام از آن ها به طور متوسط شامل 200 هزار جرم خورشیدی است که این نشان از انرژی بسیار زیاد و چگالی فوق العاده بالای هسته این کهکشان دارد ، سرعت تولد ستاره های جوان در مرکز این کهکشان ده برابر سرعت تولد ستاره ها در هر جای کهکشان راه شیری است.در سال 2010 امواج رادیویی خاصی از این کهکشان کشف و دریافت شد که تا به حال هیچ مورد مشابهی از آن دیده نشده بود و این موضوع به شناسایی اشیایی ناشناخته (Unknown Object) منجر شد ، هیچ نظریه و تئوری ای هنوز در مورد این اشیا ناشناخته ارائه نشده است. 

 

در تصویر زیر M82 و M81 با هم دیده می شوند :

ابرنواختر 2014 که توسط هابل ثبت شد :

مکان یابی این کهکشان :

 

M 101 : یا NGC 5457 یا Pinwheel Galaxy کهکشانی مارپیچی است که 21 میلیون سال نوری با ما فاصله دارد و اولین بار در سال 1781 توسط Pierre Méchain کشف شد .در سال 2011 یک ابر نواختر در آن رویت شد ، قطر آن 170000 سال نوری است و از این لحاظ تقریباً هم اندازه با کهکشان راه شیری است. در اطراف این کهکشان ، کهکشان دیگری همچون NGC 5204 و ... نیز وجود دارند که بین آن ها کشش کهکشانی وجود دارد.تخمین زده می شود که این کهکشان ده به توان دوازده عضو داشته باشد.

این کهکشان را با تجهیزات آماتوری می توان به صورت زیر رویت کرد :

مکان یابی این کهکشان :

 

 

M 108 : یا NGC 3556 کهکشانی است که از لبه دیده می شود و 46 میلیون سال نوری با ما فاصله دارد ، قطر آن تقریباً صد هزار سال نوری است ، اولین بار توسط Pierre Méchain در سال 1781 کشف شد ، جرم آن 125 میلیارد برابر جرم خورشید است و تخمین زده می شود حدوداً شامل 290 خوشه ستاره ای کروی (Globular Cluster) باشد.

 

توسط تجهیزات آماتوری می توان این کهکشان را به صورت زیر رصد کرد :

مکان یابی این کهکشان :

 

M 109: یا NGC 3992 کهکشانی است که بیش از 83 میلیون سال نوری با ما فاصله دارد ، این کهکشان پرنور ترین عضو گروه M109 است (این گروه بیش از 50 کهکشان دارد) ، این کهکشان یک کهکشان مارپیچی میله ای است (کهکشان راه شیری نیز چنین نوع کهکشانی است) ، این کهکشان در سال 1781 توسط Pierre Méchain کشف شد.

مکان یابی این کهکشان :

 

NGC 3079: کهکشانی مارپیچی میله ای است که پنجاه میلیون سال نوری با ما فاصله دارد ، ویژگی جذاب و شگفت انگیز این کهکشان شکل حباب منفجر شده در وسط آن است ، حدس زده می شود که شکل حبابی وسط این کهکشان یک میلیون سال پیش شکل گرفته باشد و شبیه سازی های کامپیوتری تخمین می زند که این حباب هر ده میلیون سال شکل می گیرد. تخمین زده می شود که قطر این کهکشان 3000 سال نوری باشد.

حباب وسط کهکشان :

عکس آماتوری از این کهکشان :

مکان یابی این کهکشان :

 

NGC 3310: کهکشان مارپیچی طرح بزرگ (Grand Design Spiral Galaxy) است که تقریباً 46 میلیون سال نوری با زمین فاصله دارد و قطر آن 22000 سال نوری است.

مکان یابی این کهکشان :

 

NGC 4013 : کهکشانی مارپیچی میله ای است که 55 میلیون سال نوری با ما فاصله دارد ، تخمین زده می شود که قطر آن 100000 سال نوری باشد (مشابه کهکشان خودمان) . این کهکشان از لبه دیده می شود.

مکان یابی این کهکشان : 

 

NGC 2787 : کهکشانی عدسی میله ای (Barred lenticular galaxy) است که تقریباً 24 میلیون سال نوری با ما فاصله دارد. قطر این کهکشان در مقایسه با کهکشان های قبلی بسیار کوچکتر است و برای همین با تجهیزات آماتوری چندان بزرگ دیده نمی شود.(قطر آن تقریباً 4 الی 5 هزار سال نوری است) ، این کهکشان در مطالعه و تحقیق در مورد پیدایش کهکشان ها نقش مهمی داشته است.

 

عکس آماتوری از این کهکشان :

 

مکان یابی این کهکشان (به دایره وسط سه تصویر دقت کنید) :

 

i Zwicky 18 : کهکشانی کوتوله و نامنظم (dwarf irregular galaxy) است که اولین بار توسط ستاره شناس سوئیسی Fritz Zwicky در سال 1930 مشاهده و کشف شد ، این کهکشان 59 میلیون سال نوری با ما فاصله دارد و قطر آن تقریباً 3000 سال نوری است ، دوری و اندازه کوچک آن و خطای ابزار های تصویر برداری باعث شده بود که تصور شود این کهکشان چهار صد الی پونصد میلیون سال پیش تشکیل شده باشد و به همین دلیل آن را جوان ترین کهکشان قابل مشاهده نامیدند ، به علاوه تصور بر سن کم آن باعث شد که سوژه مناسبی برای مطالعه حالت های آغازین کهکشان ها باشد ، با این وجود تصویر برداری های جدیدی در سال 2015 نشان داد که ستاره های قرمز رنگ مسنی با سنی بین یک تا ده میلیارد سال در مرکز این کهکشان وجود دارند که قبلاً به دلیل دوری زیاد و خطای سنسور های وسایل تصویر برداری کشف نشده بودند ، مشاهدات جدید پیشنهاد می کند که این کهکشان چندان جوان نیست و تقریباً همزمان با سایر کهکشان به وجود آمده است (که این مشاهدات با تئوری بیگ-بنگ سازگاری بیشتری نیز دارند) ، با این وجود هنوز اسرار ناشناخته زیادی در مورد این کهکشان وجود دارد ، بیشتر حجم این کهکشان از هلیوم و هیدروژن تشکیل شده است ، عناصری که عنصر های اولیه بیگ-بنگ هستند و این نشان میدهد که این کهکشان نمایانگر حالت های ابتدایی پیدایش کهکشان هاست ولی هنوز سوالات بی پاسخی باقی مانده است که چرا این کهکشان در این حالت مانده است؟ چرا رشد نکرده و مثل بقیه کهکشان ها سن نکشیده است (بچه موند:دی) ، چرا سرعت تولید ستاره در آن کند شد و چرا مجدداً سرعت تولید ستاره در آن در حال افزایش است؟

 

کهکشان های بسیار بیشتری از ورای دب اکبر قابل مشاهده هستند که در اینجا به شرح آن ها نمی پردازیم و می توانید به منابع انتهای مطلب مراجعه کنید.

 

سحابی :

مهم ترین سحابی قابل مشاهده در دب اکبر سحابی M97 است که در ادامه با آن آشنا می شویم.

M 97: یا سحابی جغد یا Owl Nebula یا NGC 3587 سحابی ای سیاره نما (Planetary Nebula) است ، محاسبه فاصله سحابی ها بسیار دشوار است و هیچ گاه دقیق نیست ، فواصل مختلفی برای M97 تخمین زده شده است که معتبر ترین آن ها 2030 سال نوری و 2600 سال نوری است.(در هر صورت بیش از دو هزار سال نوری با ما فاصله دارد ، 4140 سال نوری نیز برای فاصله آن تخمین زده شده است) ، این سحابی اولین بار توسط Pierre Méchain در سال 1781 کشف شد. این سحابی به صورت یک حباب خاکستری دیده می شود ، برای رصد های جدی تر این سحابی به تلسکوپ های بزرگ نیاز خواهید داشت.سن این سحابی حدود هشت هزار سال و قطر آن تقریباً 3.5 سال نوری است.

 

در تصویر زیر M97 و M108 با هم دیده می شوند :

مکان یابی این سحابی دشوار نیست :

 

 

Ursa Major Moving Group:

ستاره های بیشتر Constellaion ها و Astersim ها ارتباط واقعی خاصی با هم ندارند و فقط از لحاظ چشمی آن ها را در کنار هم می بینیم و برای آن ها در ذهن خود داستان هایی می سازیم ولی بر خلاف بسیاری از Asterism ها ستاره های Big Dipper واقعاً با هم در ارتباط هستند ، به جز دو ستاره Dubhe و Alkaid سایر ستاره های Big Dipper با سرعت یکسانی در یک جهت مشابه در حال حرکت هستند ، همچنین مشاهدات نشان می دهد که میزان ترکیبات فلزی آن ها نیز مشابه هم است و از روی این مشاهدات حدس زده می شود که این ستاره ها هم سن نیز باشند (تقریباً 300 میلیون سال سن دارند) ، علاوه بر ستاره های اصلی Big Dipper (به جز Dubhe و Alkaid) ستاره های دیگری نیز در Ursa Major هستند که عضو این مجموعه متحرک هستند (مثلاً Alpha Coronae Borealis و Beta Aurigae و Delta Aquarii و Gamma Leporis و Beta Serpentis ) ، به احتمال خیلی زیاد این ستاره ها جز یک Open Cluster بودند که 500 میلیون سال پیش تشکیل شده است و ستاره های آن به مرور زمان از هم دور شده اند و در حال حاضر حول یک مرکز خاص در حال چرخش هستند ، مرکز چرخش این ستاره ها 80 سال نوری با ما فاصله دارد. عدم تعلق ستاره های Dubhe و Alkaid باعث می شود که شکل Big Dipper در طی زمان تغییر کند.

حرکت این گروه اولین بار توسط Richard A. Proctor در سال 1869 کشف شد.

این گروه با اسامی Collinder 285 و Ursa Major association نیز شناخته می شود و نزدیک ترین مجموعه شبه خوشه ای ( Cluster-Like) به زمین است.

 

همسایه های Ursa Major :

اگرچه ممکن است قادر نباشید تمام Ursa Major را با هم مشاهده کنید ولی در اکثر موارد پیدا کردن Big Dipper بسیار ساده است ، از این موضوع می توانید استفاده کنید و سایر همسایه های آن را پیدا کنید .

Constellation هایی که با Ursa Major مرز مشترک دارند عبارتند از :

Draco
Camelopardalis
Lynx
Leo Minor
Leo
Coma Berenices
Canes Venatici
Boötes

 

بهترین راه برای پیدا کردن و شناسایی همسایه ها استفاده از نرم افزار هایی مثل Stellarium  است که نصب آن را شدیداً توصیه می کنم.

 

اطلاعات بیشتر:

برای اطلاعات بیشتر می توانید به منابع زیر مراجعه کنید :

http://www.skyandtelescope.com
http://www.jwinman.com/starcharts
http://www.astronomy.com
http://bristolweather.org.uk/galaxies/maps
http://cosmicpursuits.com
http://freestarcharts.com
http://www.astro.wisc.edu
http://www.constellation-guide.com
http://www.astronomical.org
http://astropixels.com
https://www.spacetelescope.org
https://www.astrobin.com

 

افزودن دیدگاه جدید

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.